حوادث

روایت یک تراژدی خانوادگی: انتقام خونین برادر از شوهر خواهرش

در مطلب پیش رو، روایت یک تراژدی خانوادگی مربوط به سال ۱۴۰۲ را بررسی می‌کنیم. زمانی که یک پسر جوان، در حالتی غیرعادی و برای گرفتن انتقام خواهرش، شوهر او را به قتل رساند.

به گزارش عریضه نگار و به نقل از مشرق نیوز، در اسفند ۱۴۰۲، ماموران پلیس آگاهی از کشف جسد مرد جوانی در خانه‌اش باخبر شدند. در گام نخست، ماموران برای تحقیقات ابتدایی به سراغ همسایه‌ها رفتند و برخی از آن‌ها، از شنیدن سروصدای دعوا و رویت پسر جوانی که با البسه خونین از منزل خارج شده به پلیس گفتند.

یکی از همسایه‌ها گفت: «من صدای درگیری شنیدم وقتی از خانه خارج شدم پسر جوانی را دیدم که با لباس‌های خونی از خانه مقتول خارج شد.»

مأموران بلافاصله به سراغ شیوا همسر مقتول رفتند که وی در این باره توضیح داد: «با همسرم اختلاف داشتم و مدام دعوا می‌کردیم چون متوجه شده بودم که به من خیانت می‌کند. روز قبل از این حادثه با حالت قهر خانه را ترک کردم و به خانه پدرم رفتم.»

تحقیقات تکمیلی مشخص کرد که پسر جوانی که با لباس‌های خونین از منزل مقتول فرار کرده، در واقع برادرزن او بوده است که با انگیزه گرفتن انتقام خواهرش، شوهر او را به قتل رسانده است.

پلیس با اطلاع از این مهم، بلافاصله مرد جوان را بازداشت کرد. متهم در بازجویی‌ها به درگیری با شوهر خواهر خود و قتل وی اعتراف کرد و نهایتا، پرونده او بعد از تکمیل برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.

بیشتر بخوانید: قتل فعال اجتماعی زن با چکش و چاقو: انگیزه شوکه‌کننده قاتل فاش شد!

روایت یک تراژدی خانوادگی: خواهرم همیشه گریه می‌کرد، نتوانستم تحمل کنم!

در ابتدای این جلسه، پدر مقتول از طرف خودش و همسر و دو نوه صغیرش درخواست قصاص کرد و گفت: «پسر من هر مشکلی داشت باید به من می‌گفتند و موضوع را با صحبت حل و فصل می‌کردیم نه اینکه با چاقو جانش را بگیرند. ما به هیچ عنوان حاضر به مصالحه نیستیم و متهم باید قصاص شود.

روایت یک تراژدی خانوادگی
روایت یک تراژدی خانوادگی

سپس متهم به جایگاه رفت و گفت:

«خواهرم بارها با چشم گریان به خانه پدرم آمد و از همسرش شکایت داشت؛ نمی‌خواست دیگر با او زندگی کند. خواهرم می‌گفت او با زن دیگری ارتباط برقرار کرده است. البته هربار با وساطت بزرگترها آنها آشتی می‌کردند تا اینکه شب قبل از حادثه شیوا دوباره به خانه مان آمد و گفت از دست کارهای شوهرش خسته شده است. از دیدن خواهرم در آن حالت و گریه‌هایش خیلی ناراحت شدم چون مشروب خورده بودم حال طبیعی نداشتم به سراغ شوهر خواهرم رفتم تا با او صحبت کنم. اما وقتی به آنجا رسیدم جر و بحث مان شد به آشپزخانه رفتم تا آب بخورم که به یکباره چشمم به چاقویی لبه پنجره افتاد، آن را برداشتم و نمی‌دانم چه شد که او را زدم اما حالا اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم و پشیمان هستم و از اولیای دم می‌خواهم من را ببخشند.»

با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

در عریضه نگار بخوانید:

سورنا شاهرخ

یک فارغ‌التحصیل معمولی از رشته تاریخ که علاقه غیرمعمولی به تمام شاخه‌های علوم انسانی و اجتماعی، از سیاست و جامعه‌شناسی و فلسفه گرفته تا حقوق و انسان‌شناسی و روان‌شناسی داره! علاقه شخصی خودم به مسائل حقوقی باعث شده تا مطالعات نسبتا جدی در این زمینه داشته باشم و گمون می‌کنم می‌تونم دانسته‌هامو با شما هم به اشتراک بزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا